دو ماهگی.1
خوب، به ذهنم رسیده که کارهای رومینا رو اینجا بنویسم...فکر کنم بعد تر ها از خوندنش خوشحال بشه.
این آویز تختش هست و اون گربه ملوسه هم کیتی بالای تختش..
یه هفته ای میشه که به نظر میاد این ها رو می شناسه. وقتی که بعد چند ساعتی که خونه نبودیم، می ذارمش تو تخت، با دیدن اینها خنده می کنه. راستش اولش فقط آویز رو می شناخت، از دو هفته پیش تر، چون آهنگ داره و صداش رو با دقت گوش می ده و خیلی دوستش داره، وقت هایی که بهونه می گیره، براش کوکش می کنم و ساکت گوش میده تا تموم شه، تموم که شد بلافاصله دوباره صداش درمیاد که کوکش کنم براش. اما سه روزه که به کیتی هم نگاه می کنه و تمام مدت حواسش به اونه. چهار-پنج روز هم هست که کارای جدید یاد گرفته، یکی اینکه دستش رو (در حقیقت مشتش رو) می خوره! دو اینکه وقت شیر خوردن با پاهاش بازی می کنه، اما دستاش رو هنوز به روال سابق زیر چونش نگه می داره. هه هه تازه بغلی هم شده! بی دلیل جیییییغ می زنه تا بغلش کنم! خانم بیدار شد!
من چه دارم كه تو را در خور هيچ