The Beginning and the End


The Beginning and the End


Inside this cold heart is a dream

that's locked in a box that I keep

..buried a hundred miles deep

deep in my soul in a place that's surrounded by aeons of silence


And somewhere inside is the key

to everything I want to feel

but the dark summer dawns of my memory

are lost in a place that can never be


?Can someone please show me the way

?Can someone please help me

Because I cannot see

The silence is raging

Silence is raging


Silence, silence

Fading to silence

Memory, memory


.Silnce's the key to memory



Get it from here




 

نه تو می پایی، و نه کوه. میوه ی این باغ...اندوه....اندوه*


هر انسان دنیایی بزرگ است و شناختش برای دیگری غیر قابل ممکن... هر که ادعا کند کسی را می شناسد در اشتباهی بزرگ غوطه ور است.

حتی من که خودم را ساده ترین و بی حاشیه ترین انسان روی زمین می دانم نیز گاهی در برابر آنچه می گویم و انجام می دهم با نگاهی غریب به خود می نگرم.

تصور داشتن کسی در قلب و روح و ذهنت و تصور اینکه کسی را داری نیز اشتباهی بزرگ است...

این ها را از رفته ها آموخته ام.


* سهراب سپهری


.

گلی زیر بارش تگرگ های بی خودی، تنهاست.

-

"شادم" را پررنگ تر بنویس، روزی از خوانش دوباره اش اندهگین تر خواهی شد.

SiLenCe

راستش رو بخوای اینقدر این روزها و روزهای قبل عید سرم شلوغ بود که نه تنها هیچ برنامه ای برای سال جدید نچیدم که هیچ نگاهی هم به سال گذشته نکردم...

اما احساس این روزهای من آمیخته ای از اضطراب و دلتنگی هست...

نه! دروغ چرا؟  هنوز نتونستم با از دست دادن ها کنار بیام و هنوز بعد این مدت طولانی که دو روز دیگه میشه یک سال تمام دلتنگ میشم...