Now I'm Looking for You or anyone Like You....
گاهی بی دلیل، دلت می خواهد گریه کنی..
گاهی بی دلیل، دلت می خواهد فریاد بکشی و بغضت را سر کسی که همان لحظه جلو رویت سبز می شود خالی کنی..
گاهی دلت می خواهد کسی را و یا حتی خاطره ای را چنان محکم در آغوش بگیری که هیچ چیز نتوانند جدایتان کنند..
گاهی بی دلیل، هوس دعوا می کنی..
گاهی بی دلیل ...
خوب که نگاه کنی هیچ کدام بی دلیل نیستند..
تو بیش از آنچه تصور می کردی که می توانی تاب بیاوری، کشیده ای، و حالا تمام آن فریاد ها و اشکها و عصبانیت های، آماده اند که به کوچکترین تلنگری بشکنندت، فرو بریزی..
و فریاد بزنی که خسته ای. از تمام کج فهمی ها و یا نفهمی ها.. یا به کوچه علی چپ زدن ها..
آری، خسته ای و البته هم که حق داری بی دلیل تا صبح فردا تنها و تنها به یک تک آهنگ گوش بدهی و اشک بریزی، حتی بی صدایی که گوشی در اتاق کناری بشنود...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 0:3 توسط سارا
|
من چه دارم كه تو را در خور هيچ