امروز رفتیم نارنجستان قوام.
1.همسر که بزرگ شده ی همین شهر شیراز هست، تا امروز نرفته بود و بار اولی بود که می رفت نارنجستان قوام. بسیاری از ما از خیلی چیزهای اطرافمان شاکی هستیم. این درست. اما همه ی وقتمان را به شکایت می گذرانیم و از آنچه که دم دستمان نیز هست استفاده نمی کنیم و این غلط است. تعدادی توریست خارجی هم بودند که مطمن هستم از ما بیشتر راجع به تاریخ و قدمت آثار باستانی ایران مطلب می دانند.

2. رفتیم یک قسمت هایی از بافت قدیم شهر را در همان حوالی دیدیم. کوچه هایی خیلی باریک که به دلیل باریک بودن و تو در تو بودنشان جایی برای خراب کاری بعضی ها شده بود. غافل از اینکه در همان جاها انسان هایی زندگی می کنند. البته مفهوم انسان از نظر من متفاوت است از نظر آقایان. چون این هموطنان از قشر فقیر جامعه هستند! با خانه هایی که همه اشان شکم داده بودند و به گمانم با یک زلزله ی 4 ریشتری همه ویران خواهند شد. اما آدم هایی آنجا زندگی می کنند که حتی نمی توانند کلمه ی 3000 میلیارد را تلفظ کنند. کش دارد جناب رهبر. خیلی هم کش دارد. البته ببخشید که این کشی که از تنبان شما  در رفته است را هی کش می دهیم. آخر می دانی کش شلوار رهبر چیز دیگری است. مقدس است. لذا کش دارد.