در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجا
ابروی او گره نشد، گر چه که دید صد خطا
چشم گشا و رو نگر، جرم بیار و خو نگر
خوی چو آب جو نگر، جمله طراوت و صفا
من ز سلام گرم او، آب شدم ز شرم او
وز سخنان نرم او، آب شوند سنگها
زهر به پیش او ببر، تا کندش به از شکر
قهر به پیش او بنه، تا کندش همه رضا
خواندم امیر عشق را، فهم بدین شود تو را
چونک تو رهن صورتی، صورتتست ره نما
حضرت مولانا
کاملش را بخوانید.
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 10:28  توسط سارا
|