باران می بارد
تمام پنجره ها را شسته بودم
شاید ببینمت
اکنون
با شیشیه های خیس
از باران
زیباتر شده ای
*
باران می بارد
و تو هر لحظه
می شکفی
*
نوتر از نو
لحظه به لحظه
دم به دم
*
چگونه یاد نمی گیرم
نمی دانم*
* بعد از هزار سال باران به لبم آورد!
+ نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 12:40  توسط سارا
|