تبليغاتX
اسير دل
إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ  «118» سوره مایده

اگر آنان را [ به سبب شرك ورزيدنشان ] عذاب كنى ، بندگان تواند ، و اگر آنان را بيامرزى ، يقيناً تويى كه تواناى شكست ناپذير و حكيمي  . « 118»

یاد این بیت سعدی که :

شهر آن توست تو شاهی، فرمای هر چه خواهی

گر بی عمل ببخشی، ور بی گنه برانی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 17:43  توسط سارا   | 
یک جوان ایرانی به نام پندار یوسفی بمباران گوگلی راه انداخته است، برای حفظ و نگهداری آنچه که برای ایران هست، شما هم می تونید در این زمینه کمک موثری بر این موضوع باشید. تنها کافیست  عبارت  arabian gulf را در گوگل جستجو کنید.

برای دریافت اطلاعات بیشتر می توانید این صفحه را مشاهده نمایید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 17:37  توسط سارا   | 
خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
جانا به حاجتی که تو را هست با خدا
آخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم
آخر سوال کن که گدا را چه حاجت است
ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست
در حضرت کریم تمنا چه حاجت است
محتاج قصه نیست گرتقصد خون ماست
چون رخت از ان توست به یغما چه حاجت است
جام حهان نماست ضمیر منیر دوست
اظهار احتیاج خود آنجا چه حاجت است
آن شد که بار منت ملاح بردمی
گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است
ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست
احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است
ای عاشق گدا چو لب روح بخش یار
می داندت وظیفه تقاضا چه حاجت است
حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود
با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 13:33  توسط سارا   |