تبليغاتX
اسير دل
حوصله ام سر رفته گرم و آلوده ست اينجا

 هوا كثيفه، همه چي بوي دود و روغن مي ده

شيراز گرم هست اما كثيف نيست

 من حوصله ام سر رفته ، نمي دونم چي كار كنم ، مي خوام برم خونه خودم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 14:43  توسط سارا   | 
من شیرازم

اینجا برای زنده بودن باید مست باشی چون بدون مستی نمی شه زندگی کرد. چون تو هر نفسی که می کشی چه بخواهی و چه نخواهی عطر بهار نارنج مستت می کنه.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 21:7  توسط سارا   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ «1» مَلِكِ النَّاسِ «2» إِلَهِ النَّاسِ «3» مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ «4» الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ «5» مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ «6»

بگو : پناه مي  برم به پروردگار مردم « 1» [ به ] پادشاه مردم « 2» [ به ] معبود مردم « 3» از زيان وسوسه گر كمين گرفته و پنهان ، « 4» آنكه همواره در سينه هاى مردم وسوسه مي  كند « 5» از جنّيان و آدميان . « 6»

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 21:4  توسط سارا   |